يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

119

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

تا كنارهء آب سنده گرفته روان شود - و لشكرها بار دوم طرف بنگاه شده رود - هم چنان كردند « 1 » - لشكر مغل نمودار شد و اندك‌مايه نكبت زير پايان بنگاه رسانيد « 2 » - لشكرهاى سلطان بيشتر شدند - لشكر مغل منهزم شده جانب ولايت خويش رفت - سلطان سلامت بكوچ متواتر در سيوستان رسيد - روز جمعه خطبه بنام مبارك سلطان خواندند - هم درين مهم شغل نايب باربكى ملك ابراهيم يافت - و شغل عارضي ملك بشير را شد و به خطاب عماد الملك مشرّف گشت - هم ازين جا قمر الدين دبير ملك الشرق ملك كبير مرحوم در عرصهء گجرات بر ملك بهرام غزنين ملك نور سر دواتدار و ملك نوا و شيخ حسن سر برهنه و ملوك ديگر كه آنجا بودند با خلعتهاى خاص و مراحم فراوان نامزد شدند - و سيد علاؤ الدين رسولدار و « 3 » سيف الدين و ملك سيف الدين شحنه پيل در دهلي بر خواجه جهان تعين گشتند - و مولانا محمد « 4 » عماد مذكور و ملك علي غورى بر والي سنده و تهته بر طغى رفتند - و الاغان « 5 » ديگر بر خداوند زاده « 6 » قوام الدين و عين الملك در ملتان آمدند - و بعضي در سنام بر ملك محمود بك و بعضي در خطط و قصبات ديگر رفتند - و فرمان عام در كل بلاد ممالك بر مضمون مرحمت و شفقت و لطف و تربيت « 7 » صادر گشت - و خود تابوت سلطان محمد بالاى پيل داشته و چتر بران زه كرده بكوچ متواتر بر سمت دار الملك دهلي روان شد - درانگه كه سلطان محمد برحمت حق پيوست براى « 8 » رسانيدن اين خبر مليح بندهء خواجه جهان سيوم روز

--> ( 1 ) B . كردند هم‌چنين لشكر مغل ( 2 ) M . رسانيده ( 3 ) B . رسولدار والدين و ملك سيف ( 4 ) M . مولانا عماد مذكور ( 5 ) M . الاعان ديگر ( 6 ) M . بر خداوندزاده بر قوام ( 7 ) M . لطف و ترتيب ( 8 ) B . راى رسانيدن